close
چت روم
عجله

تبلیغات

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
0 149 aniaz
0 163 aniaz
0 160 aniaz
0 152 aniaz
0 145 aniaz
0 155 nina
0 157 nina
0 138 nina
0 147 nina
0 157 nina

عجله

329 بازدید
روزی كودكی در خیابان، مرد فقیری را دید كه از ظاهرش پیدا بود مدت هاست غذای آن چنانی نخورده است. پسرك از مادرش خواست تا به آن مرد فقیر كمك كند. مادركه عجله داشت دست كودك را كشید و با سرعت به طرف اتوبوس كه در حال حركت بود دوید. ناگهان به یاد آورد كه بلیت ندارد، از مسافرانی كه. در حال سوار شدن بودند، بلیت خواست، اما آنها نیز عجله داشتند. مادر حركت اتوبوس و همین طور رفتن فقیر گوشه خیابان را دیدچهار چیز هرگز قابل جبران نیست:
سنگی كه پرتاب شده باشد.
حرفی كه از دهان خارج شده باشد.
فرصتی كه از دست رفته باشد.
زمانی كه سپری شده باشد!
برچسب ها : ,

دیدگاه شما از مطلب بالا چیست؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

به نکات زیر توجه کنید

  • پسورد کلیه فایل ها عبارت "http://www.baxdl.ir/" می باشد.
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.