close
تبلیغات در اینترنت
پیری
loading...

BaxDL_بکس دانلود

مادری تعریف می کند که پسر کوچکش با کنجکاوی کسی که واژه ی جدیدی را می شنود،اما هنوز معنای آنرا نمی فهمد-از او پرسید: -مامان،پیری یعنی چه؟ مادر پیش از این که پاسخ بدهد،درکمتر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد و لحظات مبارزه،دشواری ها و نومیدی های خودش را به یاد آورد و تمام با پیری و مسؤولیت…

آخرین ارسال های انجمن
Admin بازدید : 313 یکشنبه 26 شهريور 1391 نظرات ()

مادری تعریف می کند که پسر کوچکش با کنجکاوی کسی که واژه ی جدیدی را می شنود،اما هنوز معنای آنرا نمی فهمد-از او پرسید:

-مامان،پیری یعنی چه؟ مادر پیش از این که پاسخ بدهد،درکمتر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد و لحظات مبارزه،دشواری ها و نومیدی های خودش را به یاد آورد و تمام با پیری و مسؤولیت را بر شانه هایش احساس کرد.چشم هایش را به سوی پسرش گرداند که خندان منتظر پاسخی بود.

مادر گفت:پسرم به صورت من نگاه کن.این پیری است.و پسر چروک های آن صورت و اندوه آن چشم ها را تماشا کرد.چه باعث شد که پسرک تعجب نکند و پس از چند لحظه پاسخ بدهد:مامان!پیری چقدر قشنگ است؟؟؟؟؟؟؟

برچسب ها پیری-داستان- ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 349
  • کل نظرات : 52
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 48
  • آی پی امروز : 63
  • آی پی دیروز : 136
  • بازدید امروز : 324
  • باردید دیروز : 378
  • گوگل امروز : 25
  • گوگل دیروز : 58
  • بازدید هفته : 702
  • بازدید ماه : 4,987
  • بازدید سال : 252,955
  • بازدید کلی : 1,006,047
  • کمک به موسسه ی خیریه ی محک