دانلود آهنگ جدیدclose
پرچین راز
زمان جاری : یکشنبه 28 مهر 1398 - 6:17 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام مهمان گرامي؛
مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 158
نویسنده پیام
soofiya آفلاین



ارسال‌ها : 5
عضویت: 17 /8 /1396
پرچین راز




بیراهه
رفتی ، برده ی گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی
سحرا.

در باغ ناتمام تو ، ای کودک! شاخسار زمرد تنها نبود ، بر
زمینه ی هولی می درخشید.در دامنه ی لالایی ، به چشمه ی وحشت می رفتی ، بازوانت دو سا حل نا همرنگ
شمشیر و نوازش بودفریب را خندیده ای ، نه لبخند را ، ناشناسی را زیسته ای ،
نه زیست راو آن روز ، و آن لحظه ، از خود گریختی ، سر به بیابان یک درخت نهادی ، به بالش
یک وهمدر پی چه بودی ، آن هنگام ، در راهی از من تا گوشه گیر سکت
آیینه ، درگذری از میوه تا اضطراب رسیدن؟ورطه ی عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ،گریستیهمیشه ـ بهار غم را آب دادی ،فریاد ریشه را در سیاهی فضا روشن کردی ، بر تب شکوفه شبیخون زدی ، باغبان هول
انگیزو چه از این گویاتر ، خوشه شک پروردیو آن شب ، آن تیره شب ، در زمین بستر بذر گریز افشاندیو بالین آغاز سفر بود ، پایان سفر بود ، دری به فرود ،
روزنه ای به اوجگریستی ، ( من ) بی خبر ، بر هر جهش ، در هر آمد ، هر رفتوای ( من ) کودک تو ، در شب صخره ها ، از گود نیلی بالا چه
می خواست؟چشم انداز حیرت شده بود ، پهنه ی انتظار ، ربوده ی راز ، گرفته ی نورو تو تنها ترین ( من ) بودیو تو نزدیک ترین ( من ) بودیو تو رساترین ( من ) بودی ، ای ( من ) سحرگاهی ، پنجره ای
بر خیرگی دنیا ها سر انگیز

امضای کاربر :

زناشویی پزشک مشاوره خانواده مشاوره ازدواج کودک مرکز مشاوره ازدواج


چهارشنبه 17 آبان 1396 - 20:01
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | پرچین راز | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS